الشيخ السبحاني

21

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)

مؤلّف در بخش « نبرد خيبر » ناخود آگاه جريان فرار را نقل كرده‌است ، سپس نگارنده ورق زد و عبارت‌هاى مؤلف را در بخش جنگ خيبر براى استاد قرائت نمود . وى در اين بخش مىنويسد : پيامبر گرامى قبلًا پرچم را به دست گروهى داده بودند كه در ميان آنان ابوبكر و عمر بودند ، ولى آنان بدون اخذ نتيجه بازگشتند ، در اين موقع پيامبر فرمود : « فردا پرچم را به دست كسى مىدهم كه خدا و پيام‌آور او را دوست مىدارد و خدا و پيامبر او را دوست دارند و او هرگز پشت به دشمن نمىكند » . « 1 » مفاد اين جمله چيست ؟ چرا پيامبر مىفرمايد : « لُايولّى الدبر ؛ پشت به دشمن نمىكند » ؟ اين جمله براى اين است كه پيشينيان ، كه پرچم به دست گرفته بودند ، همگى پا به فرار گذاردند و پشت به دشمن كردند . آيا با اين وضع صحيح است او را يك فرد شجاع و دلير بخوانيم ؟ استاد تاريخ پس از شنيدن بيانات نگارنده ، از وجود چنين تناقض سخت ناراحت شد وسخن را به جاى ديگر بردكه نقل آن مايهء طولانى شدن سخن است . توجيه نارواى ديگر ابن كثير شامى كه در قرن هشتم اسلامى مىزيسته است ، در تفسير خود توجيه ديگرى را يادآور شده و مىگويد : رسم عرب در نقض پيمان‌هاى بسته ، اين بود كه شخصِ خودِ متعهد و يا كسى كه از بستگان اوست ، پيمان را لغو كند و چون على از بستگان پيامبر بود از اين جهت وى براى اين كار انتخاب شد . « 2 » اين توجيه نيز با حقيقت وفق نمىدهد ؛ زيرا در ميان بستگان پيامبر شخصيت‌هايى مانند عباس عموى پيامبر وجود داشت كه پيوند خويشاوندى وى با پيامبر كمتر از على نبود ، چرا انجام چنين‌كارى را برعهدهء او ننهاد ؟

--> ( 1 ) . نويسندهء مصرى سخن پيامبررانقل به معناكرده ، درحالى كه پيامبراين چنين فرمود : « كرّار غير فرّار » . ( 2 ) . تفسير ابن كثير .